← بازگشت به بلاگ

پارادوکس دانش: هرچه بیشتر می‌دانی، بیشتر می‌فهمی که نمی‌دانی

پارادوکس دانش

یاسر روشن

یک سؤال ساده برای شروع

تا حالا شده بعد از خواندن یک کتاب، دیدن یک دوره یا حتی یک توییتِ خیلی «عمیق»، به‌جای احساس باهوش‌تر شدن، کمی گیج شوی؟ نه از سر ناتوانی، بلکه از این حس که «اوه… این موضوع خیلی بزرگ‌تر از چیزیه که فکر می‌کردم». اگر جوابت «آره» است، تبریک می‌گم؛ تو وارد دنیای پارادوکس دانش شده‌ای.

اصلاً پارادوکس دانش یعنی چی؟

خیال می‌کنیم دانش مثل جمع‌کردن سکه است: مطمئن‌تر → غنی‌تر → هرچه بیشتر . اما در عمل، دانش بیشتر شبیه روشن‌کردن چراغ در یک اتاق تاریک است:

  • اول فکر می‌کنی اتاق کوچک است
  • چراغ را که روشن‌تر می‌کنی، می‌بینی اتاق راهرو دارد
  • بعد می‌فهمی راهرو به سالن می‌رسد
  • و ناگهان متوجه می‌شوی اصلاً در یک ساختمان ایستاده‌ای

دانستن، مرزهای ندانستن را عقب می‌زند، نه این‌که حذف کند.

چند مثال خیلی معمولی

۱) رانندگی

اوایل که گواهینامه می‌گیری: «همه‌چی اوکیه، فقط گاز و ترمز دیگه.»

چند سال بعد: «هوا، جاده، تایر، خواب‌آلودگی، رفتار بقیه راننده‌ها، زمان واکنش…»

دانش بیشتر = اعتمادبه‌نفس کمتر، ولی عقلانی‌تر.

۲) تغذیه و سلامتی

مرحله‌ی اول: «قند بده، چربی بده، ورزش خوبه.»

مرحله‌ی دوم: «کدوم قند؟ چه زمانی؟ برای چه بدنی؟ با چه استرسی؟»

هرچه بیشتر می‌خوانی، کمتر نسخه‌ی آماده می‌دهی.

۳) تکنولوژی و هوش مصنوعی

کاربر معمولی: «هوش مصنوعی همه‌چی بلده.»

کسی که کمی عمیق‌تر کار کرده: «خب… بستگی داره به داده، مدل، بایاس، زمینه، اخلاق، و هزار تا اما و اگر.»

دانش، تصویر را واقعی‌تر می‌کند — حتی اگر جذابیت ساده‌اش را بگیرد.

فیلسوف‌ها و دانشمندها چه می‌گویند؟

سقراط قرن‌ها پیش خیلی ساده گفت: «من فقط این را می‌دانم که نمی‌دانم.»

روان‌شناسی مدرن هم می‌گوید: آدم‌هایی که کمتر می‌دانند، معمولاً بیشتر مطمئن‌اند آدم‌هایی که بیشتر می‌دانند، محتاط‌تر و پرسش‌گرترند

به این می‌گویند اثر دانینگ–کروگر: نردبانی که اولش اعتمادبه‌نفس بالا می‌رود، وسطش سقوط می‌کند، و آخرش آرام‌آرام به بلوغ می‌رسد.

خب… این همه دانستنِ دردسرساز چه فایده‌ای دارد؟

«اگر درست با پارادوکس دانش برخورد کنیم، می‌تواند زندگی‌مان را خیلی بهتر کند:

۱) کمتر ادا درمی‌آوریم

قبول می‌کنیم که لازم نیست درباره‌ی همه‌چیز نظر قطعی بدهیم.

۲) بهتر تصمیم می‌گیریم

قبل از گفتن «قطعاً»، چند ثانیه مکث می‌کنیم.

۳) یادگیری برایمان تمام نمی‌شود

چون دیگر دنبال «آخرش را بفهمم و تمام» نیستیم.

۴) با آدم‌ها بهتر حرف می‌زنیم

به‌جای بحث برای برنده‌شدن، گفت‌وگو برای فهمیدن.

جمع‌بندی

پارادوکس دانش نمی‌گوید «نادان بمان». می‌گوید: «یاد بگیر، ولی یادت باشد دانستن همیشه همراهِ ندانستن است.»

و شاید بلوغ فکری دقیقاً همین‌جا اتفاق می‌افتد: جایی که نه مغرور می‌شوی، نه ناامید، فقط کنجکاوتر، آرام‌تر و انسانی‌تر ادامه می‌دهی.